
خیلی تو این تئاتره بهم خوش میگذره
تیمشون رو دوس داره همه خیلی خوبن
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 8:22
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 8:22
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 8:22
هر وقت احساس خوشبختی میکنم و زندگیم خوبه باید بیام وسط این خونه ی کوفتی تا گند بزنن به حالم...
اعصاب نمیذارن برا آدم و بعد این بی اعصابی تاثیر میذاره روی رابطه ام با خله...
این واقعیت بیشتر عصبیم میکنه چون نمیخوام رابطه ام با خله بد شه... نمیخوام اذیتش کنم...
اون هیچ وقت وقتی زندگیش سخته چیزی به من نمیگه ولی بداخلاقیام زندگی رو براش سخت تر میکنه...نمیخوام اینجوری باشم
ولی تو خونه خیلی اذیتم مخصوصا الان... میخوام برم بیرون...میخوام نفس بکشم...خسته شدم از اینجا
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 8:22

یه جوری استادامون برنامه گذاشتن برای این دوره تعطیلی که انگار قصدشون صرفا و صرفا قتلمون بوده
ولی دستشون نمیرسه گفتن این کارا رو بریزیم سرشون
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 8:22
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:53
این استادمون یه کلیپ گذاشت برامون... سال۹۶که کنکورداشتم او فرستاد برام و خیلی حس خوبی بهم داد...
برام جالب شد بعد از دو سال این، اونم یهو
خوب بود...
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:53
خله رو خیلی دوس دارم...
داشتم با دوستش حرف میزدم حالش رو پرسیدم... گفت خوبه شاد وخندون گفتم خوبه...
بعد الان دیدم آنبلاکم کرده استوری هم گذاشته تو وات مث همون استوری که من تو اینستا گذاشتم از همونا که تاریخ میزنه پایینش اونم گذاشته وات... به دوستش گفته بودم بهش نگه... بهش نمیومد از اونا باشه کمیگه
دلم خیلی واسش تنگ شده...عکسش رو که الان دیدم دلم قنج رفت براش دلم دیدنش روخواست
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:53

فک میکردم خودم توهم زدم که لاغر شده ولی کیمی هم گف کلی لاغر شده... بعد دوستش میگه شاد و خندونه... پس چرا این شکلی شده
احمق چرا مواظب خودش نیس
پی نوشت: دوستش گفت لاغر نشده شکمم آورده...
صورتش خیلی لاغر بود آخه
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:53
امروز روز خیلی خوبی بود...صبح که ساعت10 کلاس داشتیم آماده شدم تو حیاط دانشگاه بودم که دیدم بچه ها دارن برمیگردن...اون ساعت یه اختتامیه نمایشگاه بچه های دانشگاه بود توی یه مجتمع فرهنگی استاد گفته بودید
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:53
جشن روز دانشجو بود امروز...
خوب بود کلی خندیدم...
الان یهو یکم گرفته ام نمیدونم چرا!
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:53
خدایا مرسی برای این همه خوشی...
دمت گرم
ممنون بخاطر هم اتاقیام
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:53

دیشب کلی اول با بچه های اتاق توی چت کردیم و خندیدیم اینقد از ته دل خندیدم که نگو...تا ساعت ۲
بعدش ساعت دو با یکی از پسرای دانشگاه چت کردم تا ۵:۳۰ اینقد با این هم خندیدم که نگو... چون مث بقیه بچه ها نی خوبه با شخصیته...
امروز تا ۱۱:۳۰ خوابیدم کلی کار دارم امتحان میان ترم هم دارم
ولی میخوام یه سر هم برم بیرون تا صفحه۱۵ که خوندم میرم یه دور میزنم میام![]()
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:53
برای بودن هر آدمی تو زندگیمون دلیلی هست یا شاید هم دلیلی بوجود میاد
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:53

ساعت 18:57 زنگ زدم بهش گفت زنگ میزنه به دوستش بعد میزنگه بهم... هنوز منتظرم!
سرم درد میکرد زنگ زده بودم بهش آرامش بگیرم ازش!
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: پنجشنبه 8 فروردين 1398 ساعت: 19:51

چرا همیشه من باید پیام بدم، چرا اون هیچ وقت سراغی از من نمیگیره!
18 روزه هم رو ندیدیم، دلم تنگشه!
بهش حق میدم نخواد بیاد من رو ببینه، آدم خسته میشه همش برا یه ساعت بیاد بوشهر رو بره!
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: پنجشنبه 8 فروردين 1398 ساعت: 19:51
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: پنجشنبه 8 فروردين 1398 ساعت: 19:51
احساس تنهایی از نبودن دیگران نه، احساس تنهایی از نبودن با خودم... از وقتی اومدم اینجا اینجوری شدم... وقتی حواسم به خودم هست که خله بیاد یا بخوام بی چادر برم بیرون! تیگه ته سطحش وقتیه که خله میاد وگرنه بیرون رفتن هم نه آنچنان!
باید دوباره خودم رو پیدا کنم تا از تنهایی در بیام، باید مواظبش باشم که دیگه نره! دلم تنگشه
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: پنجشنبه 8 فروردين 1398 ساعت: 19:51

عیدتون مبارک
دوستتون دارم
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: پنجشنبه 8 فروردين 1398 ساعت: 19:51
امسال تقویم پلنری رنگی رنگی گرفتم، خیلی دوسش دارم...
بهم حس خوبی می ده و کمک می کنه حس هام، برنامه هام و... رو بفهمم... ازش خوشم میاد
توی قسمت حال هام تا حالا همه روزا نرمال و معمولی بوده، اما میخوام توی روزای دیگه ام حس رضایتمندی رو اضافه کنم...
به قول کره ایا؛ فایتینگ!!!![]()
+قالب جدیدم چطوره؟
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: پنجشنبه 8 فروردين 1398 ساعت: 19:51
حس می کنم دنیا عوض شده! انگار تو نگاهم قشنگیای طبیعت برجسته شده... درختای توی حیاط سبزتر شدن، باد قشنگ تر می وزه!مث آدمی که آخرین لحظات زندگیشه... حس قشنگیه! امیدوارم تا همیشه این حس و دید بمونه برام!
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: پنجشنبه 8 فروردين 1398 ساعت: 19:51
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: پنجشنبه 8 فروردين 1398 ساعت: 19:51
سیم شارژرم باز خراب شد...تازه خریده بودما...رکورد خراب شدن سیم شارژر مال خودمه و بس!![]()
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: پنجشنبه 8 فروردين 1398 ساعت: 19:51
برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: پنجشنبه 8 فروردين 1398 ساعت: 19:51